7 باورغلط مردها درباره ی زنها

شناخت صحیح و درک زن ها

به گفته ی روان شناسان، اغلب مردها باورهای نادرستی در مورد زنان دارند که اغلب گله گذاری های آنان را شامل می شود. این باورهای غلط ناشی از عدم شناخت صحیح و عدم درک روحیه ی لطیف زن هاست و آن ها را برای شناخت بیش تر آقایان از همسرانشان بیان می کنیم:

ادامه نوشته

بدنسازی برای خانم ها

 

بدن‌سازی نه تنها بدن زن را مردانه نمی‌كند بلكه به بدن فرمت دخترانه‌تری می‌دهد.

اشتباه زنان در این است كه بدن‌سازان زن را...

ادامه نوشته

نخستین زن جامعه شناس

همواره در کلاسهای درس جامعه شناسی صحبت از متفکرانی چون اوگوست کنت،کارل مارکس ،امیل دروکیم،ماکس وبر به عنوان پدران و بنیانگذاران جامعه شناسی صحبت می شود، اما هیچ وقت به این فکر نکردیم که یک زن بنیانگذار وجود دارد که حضورش در عرصه علمی و جامعه شناسی نادیده گرفته شده است ....دیدگاه این جامعه شناس زن که در چند مورد زیر خلاصه شده به نوعی می تواند بیان گر این نکته باشد که ایا باید به دنبال فهمی جنسیتی از جامعه نیز باشیم؟تا بتوانیم دنیای اجتماعی خود را بیشتر بشناسیم؟

"هرچند که کنت،دورکیم،مارکس و وبر،بدون شک،چهره های بنیادی در جامعه شناسی هستند،اندیشمندان مهم دیگری هم در همان دوره وجود داشتند که سهم و نقش ان ها را نیز باید به حساب اورد.جامعه شناسی ،مانند بسیاری از رشته های دانشگاهی،همیشه نتوانسته به این ارمان خود وفادار بماند که ارزش و اهمیت همهَ متفکرانی را که کار ان ها دارای شایستگی های ذاتی است تایید و تصدیق کند.در طول دوره "کلاسیک"اواخر سده نوزدهم و اوایل سده بیستم به زنان یا اعضای اقلیت های نژادی به ندرت این فرصت داده میشد که جامعه شناسان حرفه ای شوند.علاوه بر این ،اندک کسانی هم که فرصت انجام پژوهشهای جامعه شناختی مهم و ماندگار را پیدا میکردند غالبا در این رشته نادیده گرفته میشدند.افرادی مثل "هریت مارتینو"شایسته توجه بیشتری از سوی جامعه شناسان امروز هستند.

هریت مارتینو(1)(1876-1802)"نخستین جامعه شناس زن"نام گرفته است ،اما هم چون مارکس و وبر او را نیز نمیتوان صرفا یک جامعه شناس پنداشت.او در انگلستان متولد شد و تحصیل کرد و بیش از پنجاه کتاب و مقاله متعدد نوشت.

شهرت مارتینو اکنون به سبب معرفی جامعه شناسی در بریتانیا با ترجمه رساله بنیانگذارانه کنت، فلسفه اثباتی است .علاوه بر این مارتینو مطالعه سیستماتیک مستقیمی درباره جامعه امریکا در طول سفرهای متعدد خود در ایالت متحده در دهه 1830انجام داد که به موضوع یکی از کتاب های او جامعه در امریکا تبدیل شد.

اهمیت مارتینو برای جامعه شناسان امروزی به چند دلیل است.

نخست،نظر او این بود که وقتی جامعه ای را مطالعه میکنیم باید به همه جنبه های ان توجه کنیم،از جمله به نهاد های اصلی سیاسی،دینی و اجتماعی

دوم،او اصرار داشت که در تحلیل یک جامعه باید به فهمی از زندگی زنان نیز دست یابیم

سوم،او نخستین کسی بود که نگاهی جامعه شناسانه به مباحث و موضوعاتی انداخت که پیش از وی نادیده مانده بود،مثل ازدواج،کودکان،زندگی خانگی و دینی ،و روابط نژادی.

او مینویسد "اتاق بچه ها،اتاق مخصوص خانم خانه ،و اشپزخانه بهترین مدرسه برای یادگیری اخلاقیات و خلق و خوی مردم است "(martineau1962:53)و بالاخره،بنا به استدلال مارتینو جامعه شناسان باید کاری بیش از فقط مشاهده کردن انجام دهند،ان ها باید در جهت نفع رساندن به جامعه دست به عمل بزنند.از همین رو که مارتینو مدافع فعال حقوق زنان و ازادی بردگان بود."

 

۱ .Harriet Martineau

منبع:گیدنز،انتونی"با همکاری کارن بردسال"،،جامعه شناسی ،ترجمه حسن چاوشیان،تهران،نشر نی،1386

مری ولستون کرافت

 

فمینیست موج اول ـ آراء ولستون کرافت(Mary Wollstonecraft) منشأ فمینیسم لیبرال و همچنین سنگ بنای فمینیسم مدرن محسوب میشود. از نظرکرافت خرد جنسیت ندارد و تنها دسترسی متفاوت به آموزش، زن را زن، و مرد را مرد کرده است. (مشیرزاده، ۱۳۸۳: ۳۵)

باید به این نکته توجه داشت که با بررسی آراء کرافت، میتوان فهمید که او تسلّط مردان بر زنان را پذیرفته بود و اینگونه نبود که صرفاً تفاوتهای حقوقی را عامل فرودستی زنان بداند. برای مثال کرافت در بیانیه خود -استیفای حقوق زنان(۱۷۹۲)- می گوید: زنان باید نمایندگان سیاسی خود را داشته باشند به عوض آنکه تحت نظا رت و تسلط خودسرانه مردان باشند. (واتکینز،۱۳۸۴: ۱۷) وی در این کتاب زنان را انسان هایی خردورزو عقلانی و موقعیت فرودستشان را معلول بی سوادی توصیف می کند که با برابری فرصت ها جبران می شود.(رودگر، ۱۳۸۸: ۷۲) ولستون کرافت معتقد بود که نقش های مبتنی بر جنسیت، طبیعی نیست، بلکه مصنوعی و ساخته دست مردان و در جهت منافع خود آن ها است .(ویلفورد،۱۳۷۵ :۳۵۸) او به گونه ای خوش بینانه اعتقاد داشت که دست یابی زنان به آموزش های عمومی وفرصت های برابر، موضوع تفاوت جنسیتی اهمیت خود را در حیات سیاسی و اجتماعی از دست خواهد.(رودگر، ۱۳۸۸: ۷۲-۷۳)
تصویری که ولستون کرافت از زن ارائه می داد، موجودی خوش فکر و قوی بنیه بود که اسیر شور احساسات یا شوهر و فرزندان خود نیست. از نظر ولستون کرافت، زن آرمانی به جای خودشکوفایی خود(اگر خود شکوفایی به معنای میدان دادن به امیالی باشد که شخص را از وظایف خود منفک می کند) بیشتر به فکر کنترل نفس خویش است. به اعتقاد وی، زن برای رها شدن از بند نقش های ستم بار ضعیفه و سلیطه و شیء جنسی باید به فرمان عقل عمل کند و از روی اعتقاد درونی به وظایف همسری و مادری خود بپردازد.(تانگ، ۱۳۸۷: ۳۷)

ارجاع:

- مشیرزاده، حمیرا، از جنبش تا نظریه اجتماعی(تاریخ دو قرن فمینیسم)، تهران: نشر شیرازه، ۱۳۸۸ ، چاپ چهارم

- تانگ، رزمری، درآمدی جامع بر نظریه های فمینیستی، منیژه نجم عراقی، تهران: نشرنی، ۱۳۸۷

- واتکینز، سوزان واوئدا، ماریز ورودیکز، مارتا، فمینیسم: قدم اول، ترجمه زیباجلالی نائینی، تهران: نشرشیرازه، ۱۳۸۴، چاپ سوم.

- رودگر، نرجس، تاریخچه، نظریات، گرایش ها، نقد فمینیسم، قم: شواری عالی حوزه علمیه، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان; تهران: سازمان ملی جوانان، ۱۳۸۸٫

ادامه نوشته

سخنرانی ملاله درسازمان ملل

دنیای اقتصاد: ملاله يوسف‌زی، دختر نوجوان و محصل پاکستانی که سال گذشته به دلیل پافشاری بر حضور در کلاس درس از جانب طالبان هدف گلوله قرار گرفت، روز جمعه ۱۲ ژوئيه در مجمع عمومی سازمان ملل متحد سخنرانی کرد.

به گزارش خبرگزاری رويترز، این دختر نوجوان پاکستانی در نخستين سخنرانی خود پس از سوءقصد سال گذشته طالبان گفته است: «بياييد قلم و کتاب‌هايمان را برداريم. آنها قوي‌ترين سلاح‌های ما هستند. يک کودک، يک معلم، يک کتاب و يک قلم می‌تواند دنيا را تغيير دهد. تحصيل دانش تنها راه‌ است.»

ملاله يوسف زی يکی از فعالان حق آموزش برای دختران در پاکستان، در اکتبر سال گذشته در حالی که در خودروی حامل دختران مدرسه بود، در منطقه «سوات ولی» در شمال شرقی پايتخت پاکستان، هدف افراد مسلح وابسته به طالبان قرار گرفت و از ناحيه سر مجروح شد.

ملاله که در سالروز ۱۶ سالگی‌اش و با حضور بيش از هزار نوجوان از ۱۰۰ کشور جهان در نشست سازمان ملل سخنرانی می‌کرد، گفت: «آنها به سوی ديگر همکلاسی‌هايم نيز تيراندازی کردند. آنها خيال می‌کردند با گلوله‌ها می‌توانند ما را ساکت کنند. ولی آنها شکست خوردند.»

 

ادامه نوشته

 

اگریگانه  ابزاری که دارید چکش است .

خیلی دلتان می خواهد باهمه چیز طوری رفتارکنید که انگارمیخ هستند.

ابراهام مزلو

احترام به تفاوتها

یکی از معروف ترین کتابهایی که درچندسال اخیردررابطه بابهبودروابط زناشویی منتشرشده است کتاب((مردان مریخی زنان ونوسی)) است.پیام کتاب((جان کری)) این است که زن ومرد باهم متفاوتند.گویی مردها از یک سیاره وزنان از سیاره ای دیگر آمده اند.زندگی زناشویی مطلوب،نه باحذف تفاوتها،که باشناخت وقبول آنها ممکن ومحتمل است.اما درسطح تحلیل کلی تر بایدگفت که انسانها فارغ ازجنسیتی که دارندآنقدر باهم متفاوتندکه گویی هرفردازیک سیاره جداگانه آمده است.هرانسانی یگانه ومنحصربه فرد است وهیچ کس به دیگری شباهت ندارد.اگر قراربراین بودکه دونفرصددرصد شبیه هم باشند ومثل هم فکر کنندخداوندفقط یکی از آنهاراخلق می کرد.امامساله سیاره ماوجوداین کثرت وگوناگونی نیست بلکه مشکلات ازعدم به رسمیت شناختن این تفاوتها ناشی می شود.

معضلات روابط انسانی ازآنجا آغاز می شودکه فکر کنیم همه مانندمابه دنیا می نگرندوزندگی می کنندیاباید این گونه باشند.فرض کنیدبرای رفع نارسایی دربینایی خودبه چشم پزشکی مراجعه می کنیدواوپس ازگوش کردن مختصربه سخنانتان عینکش رابرداشته به شما می دهدومی گوید:

-این عینک را امتحان کنید.ده سال است که به خوبی برایم کارکرده است.چون عینک دیگری درخانه دارم شما می توانید از این پس ازآن استفاده کنید.

اما شما پس از اینکه عینک رابه چشم می زنید همه چیز رابدترازگذشته مشاهده می کنید.آنگاه با صدای بلندی می گویید:

-وحشتناک است!هیچ چیز پیدانیست.

-نمی فهمم!مشکل چیست؟این عینک برای من خیلی خوب کارکرده،باردیگرآن را به چشم بزنیدوبهتربیازمایید.

-شماپس از اینکه باردیگر عینک را به چشم می زنید،می گویید:

-همه چیز را تیره وتار می بینم.

-نمی دانم مشکل شما چیست؟!لطفا کمی مثبت بیندیشید.

-بااین که مثبت می اندیشم،چیزی نمی بینم.

-آقاشمانمک نشناسی وقدراین کار وزحمت را نمی دانید.

آنچه که دربالاآمده است،مشکلات ناشی از نادیده انگاشتن تفاوتهای فردی رابه خوبی نمایان می سازد،اماحقیقت مهم ان است که درسطحی گسترده تر وجود چنین طرزتفکرواندیشه ای،باعث بروز بحرانها وفاجعه های عظیم وهولناک برای جامعه بشری خواهدشد.جنگها ومنازعات بزرگ سیاسی، مذهبی وقومی درطول تاریخ بوجود نیاومده اند،مگرزمانی که عده ای درصددبرامده اندتا باورها وعقاید وتعاریف خود را،به عنوان یگانه حقایق مسلم،به دیگران تحمیل نمایند.لذا،این سیاره تبدیل به اقامتگاهی توام باصلح ،آرامش وآزادی نخواهدشد؛مگرزمانی که این اصل موردپذیرش همگان قرار گیرد:همه انسانها، فارغ از هر اندیشه وعقیده ای،از حق برابربرای زندگی برخوردارند.یگانه وسیله ای که مابرای تحقق این مهم دراختیار داریم،نیروی عظیم ((عشق))است،زیرا عشق به تفاوتها احترام می گذارد:

عشق شادی است

عشق ازادی است

عشق آغاز آدمیزادی است

                                                هوشنگ ابتهاج

منبع:کتاب شماعظیم تراز انی هستید که می اندیشید.مسعودلعلی

رد پای حس ناامنی در مخالفت با منع خشونت علیه زنان

 

دراین نوشته به زد و بندهای سیاسی و برداشت‌های شرعی و غیرشرعی در بارۀ قانون منع خشونت علیه زنان نمی‌پردازم، چون نه تخصص‌اش را دارم، نه علاقمندی‌اش را، و نه هم کنجکاوی لازم برای این کار را. بررسی مسایل حقوقی و قانونی مربوط به کارشناسان همان حوزه است و «صلاح مملکت خویش خسروان دانند». در عوض، می‌خواهم از پنجرۀ روانشناختی به قضیه بنگرم، چون در این بخش اندک تسلطی دارم.

پرسش من این نیست که چرا با تصویب همین قانون، مخالفت می‌شود و در برابر کارهای حقوقی، مقاومت وجود دارد. پرسش من گسترۀ بزرگ‌تری را در بر می‌گیرد و آن روی‌کردهایی است که در مجموع زن‌ستیز اند و مخالفت با “قانون منع خشونت علیه زنان” تنها یکی از نمونه‌های این گونه روی‌کرد است.

زمانی که ما به این گونه مسایل با دقت بیش‌تر بنگریم، نقش قدرت را متبارز می‌بینیم. انسان‌ها در چیزهای مختلفی، قدرت و تسلط را جستجو می‌کنند. مثلاً برخی این قدرت را در موقعیت اجتماعی، برخی در توان جسمی، برخی در برتری اقتصادی، برخی در دانش اندوزی، و برخی با بکار گرفتن همه‌ی این‌ها. طبیعی است آن که توان مالی بیشتر دارد، به امکانات آموزشی بهتری دسترسی دارد و از موقعیت اجتماعی بهتری برخوردار است. به همین گونه، آن که توان جسمی بیشتری دارد، بخت بیشتری برای رشد ذهنی و حضور بیشتر اجتماعی، استفاده از منابع در دسترس و در نتیجه رسیدن به موقعیت مالی بهتر در جوامع سنتی را دارا است. این عناصر به هم پیوسته اند و هیچ کدام کاملاً به تنهایی عمل نمی‌کنند.

به گونۀ مثال، پژوهش‌ها نشان می‌دهند که هم مردان و هم زنان به مسایل مالی اهمیت می‌دهند، اما معمولاً داشتن پول بیشتر برای مردان مساوی با داشتن قدرت بیشتر است، در حالی که معمولاً برای زنان، داشتن پول بیشتر مساوی با امنیت روانی بیشتر است. به عبارتی، هر دو گروه به اهمیت این مسئله آگاه اند، اما نگاه‌ شان در بیشتر موارد متفاوت است.

انسان‌ها طبیعتاً به قدرت علاقمند اند. قدرت می‌تواند بقای شان را تضمین کند و با آوردن احترام و تسلط، به برآورده کردن نیازهای روانی و اجتماعی شان پاسخ دهد. پس آیا کسانی که در اجتماع از حداقل چهار موقعیت اجتماعی، اقتصادی، علمی و جسمی، بهره‌ای بیشتری می‌برند، دوست دارند این قدرت را در چنگ خود نگهدارند؟ پاسخ به این پرسش، مثبت است. انسان‌ها دوست ندارند قدرت را به سادگی و راحتی با دیگری تقسیم کنند. این نگهداشت قدرت، می‌تواند کاملاً آگاهانه اتفاق بیافتد.

از سوی دیگر، ممکن است این نگهداشت قدرت تا حدی ناخودآگاه باشد و حتا در ناخودآگاه یک یا دو فرد نه، بلکه در ناخودآگاه جمعی، نهادینه شده باشد. وقتی پسری در شهری چشم به دنیا می‌گشاید که از همان ابتدا برایش گفته می‌شود جنس برتر کیست و حقوق بیشتر از آنِ کیست و می‌بیند روی این مسئله تقریباً یک توافق جمعی وجود دارد، این در نهایت جزیی از شخصیت او می‌شود. او این مسئله را کاملاً عادی می‌بیند. برای او برتری یک جنس بر جنس دیگر موضوع از پیش‌اثبات‌شده و ابطال‌ناپذیر است. او وقتی سخن یک عالِم دین را می‌شنود، برداشت مردانۀ خود را می‌کند. او وقتی قرآن را باز می‌کند، آن را مردانه تفسیر می‌کند، چون غیر از این کار دیگری نمی‌تواند بکند. او شکل دیگری آموزش داده نشده است. به همین دلیل، گفتگو در بارۀ حقوق بشر برای او کاری بیهوده و عبث است. برای او، تلاش دیگران در گرفتن حقوق زنان، بر سر شاخ نشستن و بُن را بریدن است. برخی زنان نیز محو همین نگاه مردانه اند چون طور دیگری یاد نگرفته اند.

نسل نو بهتر است به این درک برسد که اگر دانش‌اندوزی را ارث مردانه پنداشتن در گسترۀ جهان سنتی معنا داشت، در ساز و کار دنیای جدید مفهوم و کارآیی خود را از دست داده است. این به زبان ساده به این معناست که کلید موفقیت جوامع در حال توسعه و بالاخص کشورهای مسلمان، دسترسی عادلانه به فرصت‌های آموزشی و منابع اقتصادی است، نه رزمیدن با آن.

جمع این دو روی‌کرد، یعنی تلاش آگاهانه یا آموزش اجتماعی متأثر از ناخودآگاه جمعی، ریشه در ناامنی دارد: نگرانی برای از دست دادن موقعیت خود؛ نگرانی برای زورمندتر شدن انسان‌های دیگر؛ و تشویش برای آگاه‌تر شدن زنان، چون آگاهی می‌تواند قدرت بیاورد. بنابر این، برای برخی مردان ساده‌تر این است که زنان از دانش‌اندوزی محروم بمانند تا اگر روزی برای شان گفته شد که “شما نمی‌فهمید” یا “مغز تان قدرت مغز ما را ندارد”، آن‌ها واقعاً سواد کافی و قدرت لازم برای دفاع از خود را نداشته باشند. این راه را تمام و کمال برای تمرین و ادامۀ رفتار خشونت‌بار باز می‌کند.

برای آوردن تعادل، نباید انتظار داشت تا وضعیت به زودی تغییر کند. گرایش به قدرت سبب می‌شود تملّک امور دینی و غیردینی در چنگ مردان باقی بماند. در کنار آن، توقع فراهم شدن “هرمنوتیک زنانه” به وسیلۀ مردان توقع بجایی نیست. در عوض، نیاز به آموزش بهتر و برابر برای هر دو جنس، بیشتر از هر زمان دیگر احساس می‌شود.

نسل نو بهتر است به این درک برسد که اگر دانش‌اندوزی را ارث مردانه پنداشتن در گسترۀ جهان سنتی معنا داشت، در ساز و کار دنیای جدید مفهوم و کارآیی خود را از دست داده است. این به زبان ساده به این معناست که کلید موفقیت جوامع در حال توسعه و بالاخص کشورهای مسلمان، دسترسی عادلانه به فرصت‌های آموزشی و منابع اقتصادی است، نه رزمیدن با آن. فراهم شدن این فرصت‌ها در بیشتر موارد بار سنگین مسوولیت‌های مختلف خانوادگی را از دوش مردان نیز بر می‌دارد و این گام کوچکی نیست!

یاد مان نرود که برای برداشت، تفسیر، و تحلیل زنانه از متون قدیم و جدید، ما نیازمند زنان کارشناس هستیم و این میسر نمی‌شود مگر این که این زنان با آرامش خاطر و امنیت روانی لازم به سرچشمه‌های معرفت دسترسی پیدا کنند و اگر دسترسی شان تا حال محدود بوده، این محدودیت آرام آرام برداشته شود.

 

تو کز محنت دیگران بی‌غمی                                               نشاید که نام‌ات نهند آدمی

منبع:اسماعیل درمانwww.rawanonline.com

تعادل بین مسئولیتهای کاری وخانوادگی

 

 

مقدمه

با وجود تمام اثرات مثبتي که کار و درآمد حاصل از آن روي زندگي شخصي هر انساني دارد ، مفهوم کار به شکل نامحسوسي در طول زمان تغيير کرده و روابط اجتماعي و خانوادگي انسان ها را در معرض تغييرات گسترده اي قرار داده و نهايتا سبب به وجود آمدن مشکلاتي براي افراد شاغل شده است. يکي از بزرگترين اين مشکلات که تقريبا هر انسان شاغلي از آن گله مي کند ، نبود توازن زماني ميان فعاليت در محيط کاري و خانوادگي است.

نداشتن توازن زماني ميان محيط کاري و خانوادگي باعث شده تعارض بين کار و زندگي به همدم جديدي براي خانواده هاي امروزي تبديل شود و اين موضوع علاوه بر اين که بر کيفيت روابط زوجين تاثير منفي داشته از طريق بوجود آوردن تاخيرها و غيبتهاي مکرر سالانه ميليون ها دلار هزينه اضافي بر اقتصاد کشورها تحميل کند.

اين موضوع سبب شده توازن بين کار و خانواده تبديل به يک مساله حساس براي بسياري از سازمان هاي خصوصي و دولتي شود و آنها سعي کرده اند از طريق آموزش به کارمندان خود براي برقراري توازن هزينه هاي غيب و معضلات ديگر را کاهش دهند. در آموزش هاي جديدي که به کارمندان و مديران شرکتهاي بزرگ داده مي شود ، اين حقيقت به آنها يادآوري مي شود که بر خلاف تصورات سابق که کار و زندگي شخصي را 2 رقيب ديرينه مي دانند (پرداختن به هر کدام باعث عقب ماندن از ديگري مي شود) کار و زندگي شخصي ، ديگر 2 عامل رقيب نيستند، بلکه مکمل يکديگرند.

مهمترين مرحله اي که شما به عنوان انسان شاغل امروز بايد براي ايجاد توازن بين کار و محيط خانواده از آن عبور نمايد ، مرحله شناخت زندگي شخصي تان و مشخص شدن تعريف شما از توازن است.

ادامه نوشته

پرسیدم چطور زندگی کنم؟؟؟

پرسیدم..... ،

چطور ، بهتر زندگی کنم ؟
با کمی مکث جواب داد :
گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ،
با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،
وبدون ترس برای آینده آماده شو .
ایمان را نگهدار وترس را به گوشه ای انداز .
شک هایت را باور نکن ،
وهیچگاه به باورهایت شک نکن .
زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیکه بدانی چطور زندگی کنی .

پرسیدم ،
آخر .... ،
و او بدون اینکه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :
مهم این نیست که قشنگ باشی ... ،
قشنگ این است که مهم باشی ! حتی برای یک نفر .
کوچک باش و عاشق ... که عشق ، خود میداند آئین بزرگ کردنت را ..
بگذارعشق خاصیت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسی .
موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن ..

داشتم به سخنانش فکر میکردم که نفسی تازه کرد وادامه داد ...

هر روز صبح در آفریقا ، آهویی از خواب بیدار میشود و برای زندگی کردن و امرار معاش در صحرا میچراید ،
آهو میداند که باید از شیر سریعتر بدود ، در غیر اینصورت طعمه شیر خواهد شد ،
شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا میگردد ، که میداند باید از آهو سریعتر بدود ، تا گرسنه نماند ..
مهم این نیست که تو شیر باشی یا آهو ... ،
مهم اینست که با طلوع آفتاب از خواب بر خیزی و برای زندگیت ، با تمام توان و با تمام وجود شروع به دویدن کنی ..

به خوبی پرسشم را پاسخ گفته بود ولی میخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ... ،

که چین از چروک پیشانیش باز کرد و با نگاهی به من اضافه کرد :
زلال باش .... ،‌ زلال باش .... ،
فرقی نمی کند که گودال کوچک آبی باشی ، یا دریای بیکران ،
زلال که باشی ، آسمان در تو پیداست

دو چیز را همیشه فراموش کن:
خوبی که به کسی می کنی

بدی که کسی به تو می کند

دنیا دو روز است:
یک با تو و یک روز علیه تو
روزی که با توست مغرور مشو و روزی که علیه توست مایوس نشو. چرا که هر دو پایان پذیرند.

به چشمانت بیاموز که هر کسی ارزش نگاه ندارد
به دستانت بیاموز که هر گلی ارزش چیدن ندارد
به دلت بیاموز که هر عشقی ارزش پرورش ندارد

چشم و زبان ، دو سلاح بزرگ در نزد تواند، چگونه از آنها استفاده میکنی؟ مانند تیری زهرآلود یا آفتابی جهانتاب، زندگی گیر یا زندگی بخش؟

بدان که قلبت کوچک است پس نمیتوانی تقسیمش کنی، هرگاه خواستی آنرا ببخشی با تمام وجودت ببخش که کوچکیش جبران شود.

هیچگاه عشق را با محبت، دلسوزی، ترحم و دوست داشتن یکی ندان، همه اینها اجزاء کوچکتر عشق هستند نه خود عشق.




راه های شادبودن صبح برای خانم ها

معمولا ابتداي صبح و به خصوص بيدار شدن از خواب در صورتي که شب قبل دير خوابيده باشيد براي هيچ کس چندان خوشايند و دوست داشتني نيست . فراموش نکنيد که استرس و نگراني ، آن هم در ابتداي روز براي هيچ کس خوشايند و خوب نيست بنابراين با رعايت نکات زير مي توانيد روز خود را با شادي و آرامش بيشتري آغاز کنيد و در نتيجه شانس سلامتي خود و داشتن روزي پر بار را افزايش دهيد .


1- هميشه شب هنگام قبل از خواب کمي پرده و کرکره اتان را نيمه باز بگذاريد و آن را کاملا کيپ نکنيد تا اين که به هنگام طلوع آفتاب اشعه هاي نور طبيعي خورشيد به اتاق و مغز شما بتابد و کم کم توليد هورمون ملا تونين که موجب خواب آلودگي مي شود کاهش يابد و در عوض هورمون آدرنالين که به بيداري از خواب کمک مي کند بهتر توليد شود . به اين ترتيب وقتي صداي زنگ ساعت بلند مي شود شما در حالت نيمه خواب بوده و ديگر بدن شما آمادگي بيشتري براي بيدار شدن و برخاستن داشته باشد . البته بهتر است که شب زودتر به رختخواب برويد تا اينکه صبح حداقل پس از 7 ساعت خواب بيدار شويد . اگر شما اين برنامه را اجرا کنيد به اين ترتيب بدن شما همانند يک ساعت بيولوژيکي عمل کرده و شما را به موقع بيدار مي کند و ديگر نيازي به ساعت کوکي نخواهد بود
.

ادامه نوشته

اول بودن,برترازبهتربودن است.!!!!!!!

اول بودن...

بسياري از مردم بر اين باورند كه مسأله اساسي در بازاريابي اين است كه مشتري را متقاعد كنند كه داراي بهترين محصول يا خدمت هستند. اين باور، درست نيست، اگر شركت شما سهم اندكي در بازار داشته باشد و مجبور باشيد با رقباي بزرگ‎تر و پولدارتري مبارزه كنيد، در آن صورت استراتژي بازاريابي شما، احتمالاً از ابتدا نادرست بوده است. شما نخستين قانون مديريت و روان‎شناسي بازار را نقض كرده‎ايد.

 

 

مسأله اصلي در بازاريابي، بناي پايگاهي است كه در آن، در جايگاه نخست باشيد. اين قانون رهبري است: اول بودن، برتر از بهتر بودن است. وارد شدن به دنياي ذهن شخص بسيار ساده‎تر از آن است كه او را متقاعد سازيد محصولي كه شما ارائه مي‎دهيد بهتر از محصول كسي است كه، بيشتر از شما به ذهن او وارد شده است.

ادامه نوشته

من زن هستم

من زن هستم

می‌گویند مرا آفریدند از استخوان دنده‌ی چپ مردی به نام آدم، و حوایم نامیدند؛ “یعنی زندگی” تا در كنار آدم “یعنی انسان” همراه و هم صدا باشم.
می‌گویند: میوه‌ی سیب را من خوردم، شاید هم گندم را، و مرا به نزول انسان از بهشت محكوم می‌نمایند. بعد از خوردن گندم و یا شاید سیب چشمان‌شان باز گردید، مرا دیدند، مرا در برگ‌ها پیچیدند، مرا پیچیدند در برگ‌ها تا شاید راه نجاتی را از معصیتم پیدا كنند.
نسل انسان زاده‌ی من است من “حوا” فریب خوردۀ شیطان.
و می‌گویند كه درد و زجر انسان هم زاده‌ی من است، زاده‌ی حوا؛ كه آنان را از عرش عالی به دهر خاكی فرو افكند. شاید گناه من باشد، شاید هم از فرشته‌ای از نسل آتش كه صداقت و سادگی مرا به بازی گرفت و فریبم داد، مثل همه كه فریبم می دهند. اقرار می كنم دلی پاك، معصومیتی از تبار فرشتگان و باوری ساده‌تر و صاف‌تر از آب‌های شفاف جوشنده‌ی یك چشمه دارم.
ابراهیم زادۀ من بود، و اسماعیل پروردۀ من. گاهی در وجود زنی از تبار فرعونیان كه موسی را در دامنش پرورید. گاهی مریم عمران، مادر بكر پیامبری كه مسیح‌اش نامیدند و گاه خدیجه، در ركاب مردی كه محمد‌اش خواندند. فاطمه من بودم، زلیخای‌ عزیز مصر و دلباخته یوسف هم، من بودم زن لوط و زن ابولهب و زن نوح ملكه سبا، و فاطمه زهرا هم.
گاه بهشت را زیر پایم نهادند و گاه ناقص‌العقل و نیمی از مرد خطابم نمودند. گاه سنگبارانم نمودند و گاه به نامم سوگند یاد كرده و در كنار تندیس مقدسم اشك ریختند. گاه زندانیم كردند و گاه با آزادی حضورم جنگیدند و گاه قربانی غرورم نمودند و گاه بازیچه خواهش‌هایم كردند. اما حقیقت بودنم را و نقش عمیق كنده‌كاری شده هستی‌ام را بر برگ برگ روزگارهرگز منكر نخواهند شد.
من مادر نسل انسانم، من حوایم، زلیخایم، فاطمه‌ام، خدیجه‌ام… مریمم. من درست همانند رنگین‌كمان، رنگ‌هایی دارم روشن و تیره. و حوا مثل توست‌ ای آدم، اختلاطی از خوب و بد، و خلقتی از خلاقی كه مرا درست همزمان با تو آفرید.
بیاموز كه من، نه از پهلوی چپ‌ات، بلكه استوار، رسا و هم طراز با تو زاده شدم..www.labkhandezendegi.com

8 راه مقابله بااسترس!!!!!!

احساسات خود را باور كنید:

هیچ‌وقت به‌خودتان نگویید كه شما نباید آنچه را انجام می‌دهید احساس كنید.(جلوی احساس خود را نگیرید). نگویید: من الان نباید دچار استرس شوم. شما باید همیشه احساسات خود را قبول كنید در غیراین صورت آن احساسات به‌زودی بر شما غلبه می‌كنند. اگر شما قبول كنید كه استرس دارید یك قدم جلو هستید و بهتر می‌توانید بر آن غلبه كنید.

مسئولیت احساسات خود را قبول كنید :

خالی كردن حالات استرس خود روی دیگران بسیار كار ساده‌ای است. ولی سعی كنید كه هیچ‌ وقت با دیگران رفتار نامناسبی نداشته باشید. اگر با دیگران بر خلاف میل آنها رفتار كنید باعث می‌شود كه آنها ناراحت شده و ناراحتی خود را بر سر شما خالی كنند.

سرزنش كردن فقط باعث استرس بیشتر شما می‌شود. زیرا اشتیاق،خود مستقیما با عوامل قابل كنترل شما در ارتباط است.آنچه غیرقابل دسترسی است شما را مشتاق می‌كند. اگر شما همسرتان را به‌خاطر داد زدن سرزنش می‌كنید پس تنها راه‌حل این است كه همسرتان صدایش را پایین بیاورد. كه در این حالت اشتیاق و استرس هر دوی شما افزایش می‌یابد زیرا شما نمی‌توانید تاثیر زیادی روی صدای همسرتان داشته باشید.

ادامه نوشته

خودباوری

                     خودباوری 

برای زنانی که در حال کنار گذاردن وظایف سنتی وابسته به جنیست خود هستند و برای به دست آوردن استقلال فکری و عاطفی در مبارزه‌اند، به تعداد فزاینده‌ای به محل‌های کار سرازیر می‌شوند، برای خود کسب و کار مستقلی را آغاز می‌کنند یا پایگاه‌هایی را که سابق بر این تنها به مردان تعلق داشت یکی پس از دیگری تسخیر می‌کنند، خودباوری امری ضروری و گریزناپذیر است، مطمئنا، این تمام آن چیزی نیست که زنان برای کسب موفقیت در این مسیر لازم دارند، ولی بدون آن نیز قادر نخواهند بود که در نبرد برای خود شکوفایی پیروزمند شوند.

ادامه نوشته

وظیفه زن آشپزی نیست!!!!!!!

 

حقوق زن درخانواده

 

شايد بدانيد و شايد هم ندانيد كه نكات زير حق زن در نظام حقوقي اسلام در بعد خانواده است:

۱ .زنان حق دارند از امنيت كامل برخوردار باشند بدون آن كه براي ايجاد آن تكليفي داشته باشند.

۲ .زنان حق دارند به لحاظ معيشتي كاملا تامين باشند بدون اينكه در اين زمينه تكليفي متوجه خود آنان باشد.(در صورت فقدان وجود مرد خانواده يا عدم توان او٫ حكومت وظيفه تامين را بر عهده دارد)

۳ .زنان حق دارند از اشتغالي سالم و ايمن برخوردار باشند و در اين صورت و يا كسب ثروت از هر طريق مشروع ديگري بايد استقلال اقتصادي آنان به رسميت شناخته شود.

۴. مسئوليت انجام خدمات خانگي متوجه مردان است كه بايد آن را شخصا يا از طريق استخدام خادم به انجام برسانند. زنان مي توانند در صورت تمايل با دريافت دستمزد يا بدون آن اين امور را به انجام رسانند.

ادامه نوشته

رشته مطالعات زنان

 

مطالعات زنان یک حوزه بین رشته​ای دانشگاهی در زمینه علوم انسانی و علوم اجتماعی است که به مسائل زنان، فمینیسم، جنسیت، جنسگونگی و تبعیض​های جنسیتی می​پردازد. مطالعات زنان مباحثی از قبیل نظریه​های فمینیستی، نظریه فراهنجار، تاریخ جنبش زنان، ادبیات زنان، تاریخ اجتماعی، مسائل مربوط به بهداشت و سلامت زنان، و زنان و توسعه را دربر می​گیرد.

فمینیسم

  آشنایی بافمینیسم

 

فمینیسم باور داشتن به حقوق زنان و برابری سیاسی، اجتماعی و اقتصادی زن و مرد است. فمینیسم مباحثه‌ای است که از جنبش‌ها، نظریه‌ها و فلسفه‌های گوناگونی تشکیل شده‌است که در ارتباط با تبعیض جنسیتی هستند و از برابری برای زنان دفاع کرده و برای حقوق زنان و مسایل زنان مبارزه می‌کند.

 

ادامه نوشته