وظیفه زن آشپزی نیست!!!!!!!
به راستي در ازاي اين همه حق براي زن در خانواده٫ چه وظيفه اي از او خواسته شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آشپزي٫ شست و شو٫ نظافت٫ خريد٫ نگهداري از فرزندان٫ حتي ارتباط جنسي هم به طور تنها وظيفه خواسته شده از زن نيست.
وظيفه زن در خانه اين است كه اعضاي خانه را دور هم جمع كند و به عبارت ديگر امنيت رواني را در خانه تامين كند و تمام كارهاي ديگر مانند شست و شو ٫ آشپزي و ... در جهت ايجاد آرامش بايد انجام گيرد.
از نظر قانوني و احکام فقهي زن وظيفه خانه داري يا آشپزي ندارد و حتي مي تواند بابت شير دادن به فرزند يا کارهاي خانه طلب اجرت نمايد. لکن وجود چنين احکام فقهي و حقوقي براي زن در جهت دفاع از موقعيت حقوقي و جلوگيري از سوء استفاده برخي از مردان است نه اينکه وجود اين احکام سبب سوء استفاده زن شود.
احکام شرعي از دو دسته مقررات فقهي (قانوني ) و مقررات اخلاقي تشکيل مي شود.بعضي از موارد مانند خانه داري يا حتي شير دادن به فرزند ممکن است از نظر خقوقي تکليف زن محسوب نشود ولي مسلما از وظايف اخلاقي همسر است.
از نظر شرع مقدس اسلام نظام خانواده مبتني بر حسن معاشرت و تقسيم کارها است . الگوي اين نظام در فرمايشات نبي مکرم اسلام به اميرالمومنين و حضرت زهرا سلام الله عليهما ارايه شده است.در اين الگو حضرت امير عليه السلام مامور کارهاي بيرون خانه و حضرت زهرا سلام الله عليها مامور وظايف داخل خانه شدند.
از نظر قانوني هم بر طبق ماده 1103 قانون مدني
« زن و شوهر مکلف به حسن معاشرت با يکديگرند»
و بر اساس ماده 1104 قانون مدني :
«زوجين بايد در تشييد (تحکیم)مباني خانواده و تربيت اولاد خود به يکديگر معاضدت نمايند».
به عبارت ديگر اين دو ماده قانون مدني زن و شوهر را به حسن معاشرت و معاضدت در امور خانواده الزام مي نمايد. مقتضاي اين دو ماده آن است که زن و شوهر بايستي به صورت معقول کارهاي زندگي و خانواده را تقسيم نموده و براساس الگوي متعارف و معقول عمل نمايند.ضمانت اجراي اين مواد اسقاط حق نفقه و يا امکان درخواست طلاق است.
براي مطالعه بيشتر مراجعه کنيد به :
آيين همسرداري . ابراهيم اميني
ازدواج و حقوق ووظايف متقابل زوجين در فقه شيعه. زهرا پزنده
حقوق خانواده . دکتر حسين صفايي
دوستان عزیزم
کانون هستی پایگاه مهرورزی و عشق است و در قلب آن انسان مهرآفرین آفریده شده و خانواده مرکز آموزش و تجربه عشق و صفا و صمیمیت و ایثار و عطوفت است.
آری الفبای حقوق خانواده در اسلام برپایه محبت پیریزی شده و چیزی فراتر از عدل و راهکارهای عقل است. مگر دل مالامال از صفا و عشق بیپیرایه مادر را می توان در بازار حرص و آز معادلات بشری مورد خرید و فروش قرار داد، در اینجا اگر قوانین عادلانه الهی هم به او بگوید تو میتوانی فرزندت را از شیره جانت سیراب نسازی، یا در مقابل این خدمت از پدر فرزندت مزد ستانی، این حکم اگرچه به دیده عقل مطلوب است، ولی دیدهدل مادر آن را نمیپسندد، یا عرق جبینی را که پدر در زیر مشقت کسب معاش میریزد و در طوفانی از حوادث زندگی خود را غوطهور می سازد، بدان امید که در ورودش به کانون خانواده دستهای خستهاش آغوش شادمانه فرزندش گردد و لبخند کودکانه او خستگی و رنج را از وجودش بزداید، اینها در ترازوی کدامین معامله و مبادله قابلیت قیمتگذاری ظاهری دارد؟ بنیاد خانواده فطرتاً بر پایه عواطف و ارزشهاست، لذا راهکارهای اخلاقی همیشه بهتر از راهکارهای حقوقی توانسته مشکلات آن را به سامان رساند. از این روست که در روش قانونگذاری در اسلام ارکان نظام خانواده بر اصولی اخلاقی چون مودت و رحمت، عفو، فضل، اغماض و گذشت، صلح و رعایت مصلحت خانواده، حاکمیت صفا و صمیمیت، احترام و کرامت و .... استوار است و اینها اموری است که فرایندی برتر از عدل و مساوات و استیفای حقوق صرف دارد.