پوشش شما از کدام دسته است؟
سبکهای زندگی و پوشش زنان تهرانی
اهمیت بالایی که قشر زیادی از جامعه برای دین و دستورات دینی در امور زندگی خود قائلاند، موجب شده که بازتاب دستورات دینی در زندگی روزمره امری مشهود و نمایان باشد. حجاب نیز امری دینی است، با این حال همه شیوههای پوشش در ایران را نمیتوان در قالب حجاب منحصر کرد. شیوه پوشش بخشی از افراد جامعه نیز بر مبنای سنت و فرهنگ شکل گرفته است؛ لذا گروهبندیای که در ادامه سبک زندگی مصاحبهشوندگان در زمینه پوشش آمده است، بیانگر این نکته است که در پوشش آنان هم اشکال دینی و هم اشکال غیردینی پوشش را میتوان دید.
1. حجاب به مثابه تکلیف
بخش مهمی از زنانی که در این گروه قرار دارند به لحاظ اقتصادی جزء خانوادههای بازاری- سنتیاند؛ یعنی خانوادههایی با سرمایههای اقتصادی بالا و سرمایههای فرهنگی پایین. اغلب این زنان، خانهدار و تحصیلات چندانی ندارند. پوشش زنان این گروه برمبنای کارکردهای اولیه پوشش است که در میان آنها به کارکرد عفت اعتقاد بیشتری دارند.
درحقیقت، منطق اصلی پوشش آنها دینی است و دستورات دینی نوع پوشش آنان را در حوزه اجتماعی تعیین میکند. اصل کلی برای زنان این دسته٬ آن است که هیچ بخشی از بدن و صورت آنان برای مردان قابل رؤیت نباشد و لذا لباس غالبی که در حوزههای عمومی به تن میکنند، عبارت است از چادر برای پوشاندن بیشتر اعضای بدن٬پوشیه یا روبنده برای پنهان کردن صورت٬ دستکش برای پوشاندن دستها و جوراب کلفت برای پوشاندن پاها. در مواردی که این زنان در لباس خود پوشیه یا دستکش نداشته باشند دستهای خود را از چادر بیرون نمیآورند (با چادر دستها را میپوشانند) و همین کار را برای صورت هم انجام میدهند یعنی رو میگیرند.
در مورد نوع پوششی که این زنان در مهمانیها و مجالس زنانه (عاری از حضور مردان) به کار میبرند. باید به چند نکته اشاره کرد:
اول اینکه به سبب اعتقادات مذهبی بالای این زنان٬ برخی از آنان نامحرمان خود را صرفاً به مردان بالغ منحصر نمیدانند و گاهی در برابر پسران خردسالی نیز که ممکن است وارد چنین مجالسی شوند٬ رعایت حجاب میکنند. این حجاب اغلب کمتر از حجابی است که آنان در حوزه عمومی دارند و گاهی به پوشانیدن همه اعضای بدن به جز صورت و دستها منجر میشود. دوم اینکه٬ برخی از این زنان به سبب فضیلت ذاتی که برای حجاب قایلاند و آن را هویت خود میدانند، حتی در میان زنان نیز تا حدی این مسئله را رعایت و از پوشیدن لباسهایی که قسمتی از اعضای بدن( مانند سینه٬ گردن) در آن پیدا باشد اجتناب میکنند.
«من فکر میکنم که حجاب نوعی فضیلت ذاتی داره. من حتی اگه مسلمون نبودم احتمالاً حجاب داشتم. غیر از وقتی که تو خونه با شوهر و بچههام تنها میشم چادر روی دوشم هست. فکر میکنم محارمی مثل پدرشوهر و برادر و پدر و بقیه هم یه حدایی دارن که باید رعایت کرد حتی اگه فقه به آدم سخت نگرفته باشه. (طاهره٬ ۴۵ساله)»
لباسهای مورد استفاده این زنان در مهمانیها و مجالس زنانه تفاوت چندانی با سایر زنان ندارد و استفاده از مد نیز در آن امری غیرمعمول نیست. فضای خانه این زنان به سه بخش تقسیم میشود؛ زمانهایی که در فضای خانه نامحرم و غریبه حضور دارند، زمانهایی که با محرم و فرزندان و والدین سپری میشود و بخشی از این فضا که اساساً همراه همسر و بدون حضور دیگران طی میشود. در مورد قسمت اول یعنی وجود مهمان غریبه و نامحرم در خانه معمولاً پوشش خاصی وجود ندارد، زیرا دسته دوم اغلب در حضور نامحرم ظاهر نمیشوند و فضای مهمانی آنها به دو دسته زنانه و مردانه تقسیم میشود و هیچ مرد یا حتی پسر نابالغی معمولاً وارد حوزه زنانه نمیشود.
در بخش دوم یا ساعتی از شبانهروز که این زنان در کنار فرزندان یا والدین خود میگذرانند، بنابر همان اعتقاد به فضیلت حجاب، اصولی رعایت میشود؛ مثلاً استفاده از دامن٬ پیراهن یا شلوار بلندی که پاها را بپوشاند، بلوز و پیراهن یقه بسته و آستین بلند برای پوشاندن سینه و دستها یا مثلاً استفاده از جوراب به همراه دامن کوتاهتر.
البته این قضیه کلی نیست و میزان تسامح و تساهل این زنان در انتخاب نوع پوشش متفاوت است، اما معمولاً حدی از ملاحظات اخلاقی و دینی خصوصاً در مورد پسرهای محرم بالغ مثل برادران و فرزندان مذکر به کار گرفته میشود.
به عکس زمانهایی که با همسر میگذرانند از پوششهایی استفاده میکنند که اساساً جنسی است. این زنان در فضای به شدت خصوصی از انواع ترکیبهای تاپ و شلوارک یا شورت٬ دامن کوتاه و لباس زیر و لباس خوابهای رنگارنگ و نمایشی بهره میبرند.
بعضی از زنان هم به سبب رعایت پوشش حداکثری در سایر حوزهها به این نوع پوشش عادت کردهاند، لذا در مقابل شوهران هم با لباسهای عادی و بدن جاذبههای جنسی ظاهر میشوند.
2. حجاب به مثابه ایدئولوژی
در سبک زندگی اقتصادی این گروه از زنان اشتراک کمتری دیده میشود. زنان این گروه در طبقات و اقشار اجتماعی مختلف مشاهده میشوند. آنچه سبک زندگی مشابهی به این افراد میدهد ایدئولوژی است؛ یعنی ایدئولوژی سیاسی این افراد سبک زندگی مشخصی را در برخی امور ایجاد کرده است. از جمله پوشش ایشان کارکرد دینی و هویتی دارد. یعنی منطق هویتی به ویژه هویت دینی و ایدئولوژیک، طرز پوشش آنان را شکل میدهد.
شکل ظاهری پوشش آنان پوشش چادر به همراه مقنعه (با روسری و در موارد محدود و ناچیزی شال) است. گونهای از مقنعه که بیشتر مورد استفاده این زنان است همان مقنعهایست که اصطلاحاً «مقنعه چانهدار»خوانده میشود و لذا از درجه پوشش بیشتر و سطح ایدئولوژیک بالاتری برخوردار است.
زنان این گروه درصورتیکه از روسری یا شال استفاده کنند، آن را با سنجاق ته گرد یا کلیبس محکم و همان حد فقهی پوشاندن همه صورت به جز گردی آن را رعایت میکنند. معمولاً این دسته نیز در حوزه عمومی رسمی و حوزه عمومی غیررسمی از پوشش مشابهی استفاده کرده و نوع حجاب آنان در این حوزه تفاوتی ندارد. افزون بر استفاده از چادر، مقنعه یا روسری، معمولاً در میان این زنان پوشیدن مانتوهای بلند و گشاد و شلوار کاملاً پوشیده زیر مانتو، استفاده از آستین بلند و چسبانی که دست را دقیقاً تا مچ و گاهی مقداری بیشتر میپوشاند و نیز استفاده از جورابهای کلفت و سیاه عمومیت دارد. گاهی نیز برای رعایت بیشتر حجاب اسلامی به این مجموعه دستکش هم اضافه میشود. همچنین این زنان برای رعایت حداکثری حجاب غالباً رو میگیرند؛ یعنی با استفاده از چادر قسمتهایی از صورت خود را هم میپوشانند.
«ما از جوانیمون انقده به رو گرفتن عادت کردیم که دست اصلاً خودش اتوماتیک میگیره. یادمه وقتی رفته بودم حج برام خیلی سخت بود که گردی صورتمو باز بذارم بیرون. دائماً رو میگرفتم.»(رویا ۴۰ ساله)
رنگ لباسهایی که این زنان در حوزههای رسمی و غیر رسمی استفاده میکنند، معمولاً تیره و بین رنگهای سیاه، سرمهای، خاکستری و قهوهای و در موارد اندکی رنگهای روشن مانند سفید و کرم متغیر است. این زنان در اعتقاد به مفاهیم مانند پوشاندن خود از بچههای ممیز و تمکین در برابر شوهر به دسته نخست شباهت دارند و نیز لباسهای مورداستفاده آنان در حوزه خصوصی خانه و مهمانیها و مجالس زنانه تفاوت چندانی با دسته نخست ندارد. تنها تفاوت بزرگ این زنان با زنان دسته اول حاضر شدن آنان در مقابل چشمان نامحرم در خانه است که با چادر به لحاظ ساختاری دقیقاً مشابه همان چادر مشکی است که البته در رنگها و طرحهای متفاوتی تهیه میشود و مخصوص رعایت حجاب در مقابل مردان نامحرم در فضای خانه و مهمانی است.
3. حجاب سنتی
ویژگی بارز این دسته از زنان چادری آن است که مانند زنان 2 دسته قبل در مورد استفاده از چادر و اشکال خاص آن نیاندیشیدهاند، بلکه این پوشش را به منزله پوشش سنتی رعایت میکنند. این دسته را زنانی تشکیل میدهند که در سنین بالا قرار دارند٬ خانهدار بوده و تحصیلاتی اندک دارند و در مقایسه با دو دسته قبل که وجه مشخصه آنان ایدئولوژیک بودن نگاه و اندیشهشان در مورد حجاب بود، این زنان دارای کمترین ایدئولوژی در این زمینه هستند. همچنین لباسهایی که این زنان زیر چادر از آن استفاده میکنند٬ شاهدی بر سنتی بودن آنان است.
آنها معمولا زیر چادر بلوز و دامن و یا پیراهن بلند و جوراب به تن دارند. کمتر پیش میآید که از مقنعه استفاده کنند و بیشتر از روسریهای رنگارنگ طرح و نقشدار استفاده میکنند که زیر گلو گره زده میشود و گاهی هم این روسری صرفاً دور گردن آنهاست. برای این زنان کمتر پیش میآید که وارد حوزه عمومی رسمیشوند و در صورت پیش آمدن چنین احتمالی (مثلاً هنگام مراجعه به مدرسه فرزندان یا انجام دادن کار اداری در یک اداره) کمتر تفاوت حوزههای رسمی و غیررسمیرا درک میکنند.
لباس مهمانی این زنان معمولاً بلوز و دامن با پیراهن است و تقریباً در این نکته مشترک است که لباس حتماً شکل زنانه و دامندار داشته باشد. به ندرت اتفاق میافتد که این زنان تمایل به پوشیدن ترکیبهایی مانند بلوز و شلوار یا کت و شلوار داشته باشند، زیرا از نظر آنان شلوار لباسی مردانه است.
«آخرالزمون شده که زنا هم مث مردا میخوان کت شلوار و بلوز بپوشند. زن باید زن باشه. لباسشم باید زنونه باشه. شلوار که برا زن حیا نداره.»(نسرین ۳۷ساله)
جنس و کیفیت لباس مهمانی و مجلسی برای آنان معمولاً تا حدودی گرانتر و مرغوبتر از سایر لباسهای این زنان است. لباس این زنان هم معمولاً همان بلوز و دامن یا پیراهن است که ممکن است در خانه برای پوشش بیشتر شلوار هم به این مجموعه اضافه شود.
همچنین این زنان درحضور نامحرم در خانه و گاهی برای ورود به حوزه عمومی غیررسمی(مثلاً برای خرید در کوچه) از چادر رنگی استفاده میکنند. اغلب این زنان فضایی برای پوشیدن لباس خاص برای شوهران خود قائل نیستند و تنها ممکن است زنان جوانی که تازه ازدواج کردهاند، برای مدت کوتاهی لباسهای زیباتر و نوتر استفاده کنند. چنین زنانی کمتر از لباس خواب یا لباسزیرهای زینتی استفاده میکنند و معمولاً چنین لباسهایی را مخالف حجب و حیای زنانه میدانند.
4. حجاب زیباییشناختی
این گروه را اکثراً دختران و زنان نوجوان و جوان تشکیل میدهند. اینان بیشتر دانشآموز و در سنین بالاتر غالباً شاغلاند. از اقشار متوسط جامعه بوده و در مجموع سبک زندگی آنان حکایت از تعلق به گروههایی با سرمایههای اقتصادی و فرهنگی متوسط دارد.
منطق پوشش آنان با انواع پوششهای مذهبی و غیرمذهبی متمایز است؛ یعنی میخواهند با به کار گرفتن قواعد زیباییشناختی خود را از سایر گروههای غیرمذهبی که توجه چندانی به این معیار ندارند، متمایز کنند. تفاوت عمدهای که طرز پوشش این گروه را از سه دسته قبلی متمایز میکند، دلایل متفاوتی است که آنان برای انتخاب چادر به منزله پوشش خود مطرح کرده و در خور توجه میدانند. «چادر من کت فراک منه. من دوست دارم که روی کل لباسام یه چیز مشکی بپوشم و فکر میکنم این یه چیزی مث کت و شلوار مردونه است و به من حالت رسمی میده»(خدیجه ۲۱ ساله) دیگری هم به این مطلب اشاره داشت که: «به نظر من زن با چادر خیلی رسمیتر و زیباتره.»(سعیده ۲۵ ساله)
جدا از هردلیلی که موجب استفاده این زنان از این شکل از چادر شده باشد، این نکته در مورد آنان مشترک است که میکوشند تا عناصر زیباییشناختی را در نوع پوشش خود دخالت دهند. مثلاً به جای استفاده از چادرهای معمولی از انواع دیگری از چادرهای عربی و ایرانی با تزیینات تور و گیپور استفاده میکنند.
کمتر پیش میآید که مقنعه سرکنند؛ مگر در محافل رسمی که ناگزیر از استفاده از مقنعه باشند. بیشتر از شال در رنگهای متنوع و شاد استفاده میکنند تا روسری. گرایش آنان به مد زیاد است و معمولاً زیر چادر ازلباسهای تنگ و کوتاهی که دارای جاذبه بیشتر باشد، استفاده میکنند. همچنین این دسته از چادریها معمولاً در حوزه عمومی آرایش میکنند و اغلب نیز موهایشان از زیر شال یا روسری بیرون است.
در صورتی که مجبور نباشند، در خانه و در حضور نامحرم از چادر سفید یا رنگی استفاده نمیکنند و در عوض از پوششهایی مثل بلوز و دامن و روسری یا بلوز و شلوار و روسری استفاده میکنند. همچنین نگرش زیباییشناختی این زنان به سایر حوزهها هم تسری مییابد و آنان بیش از زنان دو دسته قبلی به زیبایی و لباس خود در حوزه خصوصی اهمیت میدهند. بسیاری از آنان در محافل زنانه و مهمانیها از انواع لباسهای بازتر مانند پیراهنهای دکولته، تاپ و دامن استفاده کرده و همین الگو در مورد لباسهای دیگر آنان نیز صادق است. یعنی اولاً از پوشیدن لباسهای یقه باز یا پوشیدن دامن بدون جوراب در برابر پدر و مادر و سایر محارم ابایی ندارند، ثانیاً الگوهای مدرنتری را در لباس پوشیدن دنبال میکنند و کمتر مانند دسته قبلی لباسهای سنتی میپوشند و بیشتر از دستههای قبلی تابع مدند و الگوی لباس پوشیدن خود را با آن سازگار میکنند.
همچنین لباسهای این زنان در فضای خصوصی خانه، چه در حضور شوهر و چه در حضور سایر اعضای خانواد، همان الگوی لباس مهمانی است. این زنان به سبب آزادیهایی که در فضای خانه برای لباس پوشیدن خود قایل اند، تفاوت چندانی به پوشیدن لباس برای شوهر با دیگر اعضای خانواده قائل نمیشوند و درعین حال گاهی فضای خاصی را برای پوشیدن لباس برای شوهران خود درنظر میگیرند.
لباسهای خاص فضای رابطه زناشویی آنان نیز مانند سایر گروهها لباس خوابهای حریر. ساتن و لباس زیرهای متنوع و زینتی است که ممکن است نسبت به گروههای اخیر مدرنتر و بیشتر مطابق مد باشد. آنچه شیوه پوشش این گروه را خاص میکند، ترکیب امر دینی و امر زیباییشناسایی است. این زنان با نوع حجابشان خود را از سایر گروههای مذهبی متمایز میکنند.
5. حجاب بازاندیشانه
این گروه اکثراً از تحصیلات دانشگاهی برخوردارند، در سنین جوانی و در مواردی در میانسالی قرار دارند و از خانوادههایی با خاستگاه مذهبی برخاستهاند. معمولاً در حوزه عمومی از مانتو استفاده و موازین حجاب اسلامی را به سبکی غیرفقهی رعایت میکنند. این گروه در بسیاری از ابعاد دینداری خود، از جمله حجاب، بازاندیشی کردهاند.
برای فهم ذهنیت زنان این گروه باید به این نکته اشاره کنیم که آنان خود را معتقد به اسلام و احکام آن میدانند و برای خود قائل به هویتی مذهبیاند و درعین حال دست به بازاندیشیهایی دروندینی نسبت به متن دین زدهاند. مثلاً ممکن است حکم فقهی پوشاندن همه بدن زن به جز وجه و کفین از نظر آنان درست نباشد و در عوض حد کمتری برای حجاب قائل باشند و یا مانتوهایی به گشادی و بلندی گروه قبلی نپوشند و درعین حال هویت مذهبی خود را حفظ کنند. آنها برای انتخابهای خود دلایل دینی ارائه میدهند.
آنان مانتوهای نه چندان بلند و نه چندان کوتاه میپوشند، همراه مانتو غالباً شلوار پوشیده، از دست کردن ساق دست زیر مانتو میپرهیزند و گاهی لزومیبرای پوشیدن جوراب نمیبینند، اما علیرغم توضیحات داده شده، به کلیت اصل حجاب اعتقاد دارند. این زنان اگر مجبور به پوشیدن مقنعه در حوزه عمومی رسمینباشند، از استفاده از آن اجتناب و در عوض از روسری یا شال استفاده میکنند.
در حوزه عمومی غیررسمی ممکن است این زنان از پوششهای دیگری نظیر بلوز و دامن یا پیراهن گشادی که بدن را بپوشاند استفاده کنند و همچنین برای پوشاندن موها به جای مقنعه، روسری یا شال بر سر بگذارند.
به سبب تغییرات نگرشی که در میان این قشر از زنان جامعه ایرانی رخ داده است، پوششهای آنان در مجالس و مهمانیها میتواند ترکیبی از مدها و مدلهای غربی و لباسهای رایج جامعه ایرانی باشد و این مثال به میزان بازاندیشی این زنان متفاوت است، اما گرایش بیشتری به لباسهای غربی در میان آنها وجود دارد. همین ایده در مورد لباسهای آنان در فضای خانه و در حضور شوهر یا سایر محارم نیز صادق است و همچنین به سبب اعتقادات مذهبی این زنان در خانه و در حضور مردان نامحرم، از حجاب (ولی نه به شکل رسمی آن) استفاده میکنند.
در این مورد، لباسهای آنان شبیه همان لباسهایی است که در حوزه عمومی غیررسمیاستفاده میکنند و گاهی نیز در خانه با آزادی بیشتری از انواع لباسها (بلوز و شلوار، پیراهن و... به همراه شال یا روسری) استفاده میکنند.
6. پوشش به مثابه سبک زندگی
اغلب زنان این گروه از طبقه متوسط جامعهاند. یعنی دارای سطح نسبتاً بالایی از سرمایههای اقتصادی و فرهنگی بوده و از سبکهای زندگی متعلق به این سرمایهها بهره میبرند، اما به سبب تنوع و گوناگونی که درمیان آنان به چشم میخورد، نمیتوان آنها را در یک گروه پوششی خاص گنجاند. برای زنان این گروه اساساً پوشش به معنای حجاب نیست و این تفاوت بزرگی است که آنان را از همه تیپهای قبلی متمایز میکند.
آنها اکثراً در حوزههای عمومی رسمیو غیررسمیجامعه با لباسهایی ظاهر میشوند که دال بر بیاعتقادیشان نسبت به حجاب باشد؛ مثلاً مانتوهای تنگ و کوتاه را انتخاب میکنند، درصورت اجبار برای استفاده از مقنعه از مدلهایی استفاده میکنند که رها باشد و موهایشان را نپوشاند یا تا حد امکان مقررات استفاده از مقنعه را با پوشیدن شال و روسری نقض میکنند و در حوزه عمومی غیررسمی لباسهایی راحتتر مانند شلوارهای کوتاه، مانتوهای آستین کوتاه، مانتو یا دامنهای تنگ را برمیگزینند.
در فضای مهمانیها و مجالس نیز برخورد آنان به گونهایست که هویت غیردینی آنها را به نمایش میگذارد. مثلاً بیشتر مهمانیهایشان مختلط (یعنی ترکیبی از زنان و مردان) است و در این فضا بدون حجاب و یا لباسهایی بدون پوشش مثل پیراهنهای تنگ و کوتاه و دکلته ظاهر میشوند. نکته جالب این که علیرغم نداشتن معیارهای دینی، برخی از آنان از معیارهای اخلاقی خاصی تبعیت میکنند؛ «من توی مهمونیها لباسای راحت میپوشم (مثلا دکولته) چون که همه آدمایی که ما باهاشون رفت و آمد داریم قابل اعتمادند و اصلاً اگه کسی قابل اعتماد نباشه ما باهاش رفت و آمد نمیکنیم، ولی یه موقعایی هست که آدما ممکنه تو حال خودشون نباشن و یه جوری به آدم نگاه کنن (مثلاً مست باشن) اون وقت اگه من متوجه به همچنین نگاههایی بشم خودم رعایت میکنم، مثلاً با یه شال رو شونه ام رو میپوشونم »(مینا3۳ ساله)
زنی دیگر در مورد نحوه لباس پوشیدن خود میگوید: «من توی مهمومنیها و عروسیها هم لباس باز نمیپوشم. لباسم همیشه جوریه که برای بودن تو جمع زنا و مردا فرق نکنه. چونکه نمیخوام حجاب کنم لباس بییقه و حلقهای یا دکلته نمیپوشم. (شبنم، ۳۵ ساله)
طبیعتاً این زنان در فضای خانه و در حضور نامحرم از حجاب اسلامیاستفاده نمیکنند و بدون پوشاندن سر و گردن در جمع مردان حاضر میشوند، ولی همانطوری که گفتیم معیارهای اخلاقی خاصی که به معیارهای دینی جامعه شباهت دارد برای اغلب این زنان هم ارزشمند است؛ مثلاً سعی میکنند از پوشیدن لباسهای بیآستین خیلی تنگ و کوتاه و لباسهایی که موجب کالایی شدن بدن آنان در دیدگاه مردان میشود، احتراز کنند. این زنان نیز مانند اغلب زنان جامعه برای همسران خود و روابطی که با آنان دارند فضای خاصی را تعریف میکنند که در آن پوشش خاصی دارند. در بین ایشان نیز استفاده از لباس زیرها و لباس خوابهای تحریکآمیز رواج دارد.
7. پوشش مدمحور
مصرفکنندگان این تیپ اغلب از سطوح بالای سرمایه فرهنگی و اقتصادی بهره بردهاند. آنان بیشتر از خانوادههای ثروتمند و دارای تحصیلات بالا در رشتههایی مانند مجموعه هنر یا زبان هستند که به طریقی ارتباط آنان را با جهان خارج از مرزهای ملی ممکن و سهل کرده است.
در میان این گروه عده انگشتشماری پیدا میشوند که دارای تعلقات مذهبی هستند؛ زیرا پیروی از اغلب این مدها و شیوهها، مستلزم نداشتن قیدهای مذهبی است. این الگوی مصرف لباس در همه حوزههای عمومی و خصوصی این افراد تسری مییابد. با توجه به نوسانات زیاد مدهای لباس، تعریف ثابتی از پوشش زنان این گروه نمیتوان به دست داد. گرانی لباس این تیپ تعلق ایشان به گروههایی با سرمایه اقتصادی بالا را الزامی میکند. ویژگی بارز این تیپ، گرایشی است که زنان این دسته به اخذ الگوهای پوشش و آرایش خود از اینترنت و ماهواره و حرکت همگام با مدهای جهانی، هنرپیشهها، مانکنها و تاتلارهای شوی لباس از خود نشان میدهند.
«یکی از شبکههایی که من خیلی دوست دارم، شبکه مده... تقریباً هر روز یه چند ساعتی رو پای این شبکهها وقت میذارم. با بودن ماهواره و دیدن این شبکهها خیلی راحته که آدم بفهمه تو دنیا چه خبره و چه لباس و آرایشی مده...(گلاره، ۲۲ ساله).
این زنان از تیپ و ترکیب لباسهایی در پوشش خود استفاده میکنند که هنوز در جامعه ایرانی به مثابه مد مطرح نشده و تازه چند ماه پس از مصرف چنین لباسهایی توسط آنان، این تیپها در بین مردم رایج میشود و این هنگامی است که مصرفکنندگان تیپ به اصطلاح اینترنتی به سراغ تیپهای جدیدتری میروند.
بررسیهایی که در این زمینه انجام شده است نشان میدهد که میل به ایجاد تمایز تنها در بین 5.15 درصد زنان شهر تهران دیده شده است. که عده کمی از آنان از تیپهای اینترنتی استفاده میکنند. این نسبت به میزانی چشمگیر در شهرستانها کاهش مییابد. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که تعداد زنان ایرانی که از تیپهای اینترنتی استفاده میکنند بسیار اندک و ناچیز است.
8. فشن لس
این تیپ شاید به لحاظ ظاهری وجه تمایزی نداشته باشند و مشابه تیپهای دیگر به نظر آیند. آنچه وجه تمایز اعضای این گروه از سایر گروهها شمرده میشود، ذهنیتی است که این زنان نسبت به نوع پوشش خود و مسئله مد دارند. عنصر مشخص این ذهنیت مقاومتی است که آنان در برابر مدلهای لباس از خود نشان میدهند و در عوض میکوشند تا الگوی مصرف لباسهای خود را براساس سلیقه شخصی تعیین کنند. در میان این زنان دو گروه برجسته به چشم میخورد؛ دسته اول، زنانی هستند که با تکیه بر ایدئولوژی مذهبی در مقابل تهاجم فرهنگی و مد مقاومت آگاهانه میکنند و سعی میکنند با انتخاب پوششی که مد نیست و یا خلاف مد به شمار میرود، الگوی انتخاب خود و هویت مدستیز خود را به اطلاع مخاطبانشان برسانند؛ و دسته دوم، بیشتر شخصیتهای محافظهکاری هستند که احساس میکنند در جریان تغییرات تند و همیشگی مدهای لباس، آرامش روانی خود را از دست میدهند و لذا میکوشند با انتخاب نوعی لباس خاص که آن را مطابق هویت خود مییابند، به نوعی سکون شخصیتی دسست یابند.
«من خوشم نمییاد که مدل لباسم هر روز عوض بشه. بیشتر دوست دارم یه مدل لباسی بپوشم که معمولی باشه و شبیه هیچ مدی هم نباشه. برای همینم همیشه از مدل مانتوی راسته و شلوار معمولی کتان استفاده میکنم...(کبری، 3۵ ساله)
با توجه به دلایل متعددی که برای انتخاب این نوع پوشش ذکر شد، میتوان نتیجه گرفت که اولاً تعداد افراد متعلق به این گروه بسیار اندک بوده و به طور پراکنده در میان برخی اقشار اجتماعی یافت میشوند؛ ثانیاً به سبب همین پراکندگی نمیتوان آنان را در رده خاصی قرار داد.
9. پوشش فمینیستی
فمینیستها هم مانند «فشن لس»که به لحاظ ظاهری نمیتوان توضیح روشنی در مورد آن داد، گروهی از زنان ایرانیاند که بیشتر به لحاظ ذهنیت و انگیزههای خود در انتخاب لباس از سایر زنان متمایز میشوند تا نوع لباسهایی که میپوشند. در این دسته زنان ایدئولوژی که آنان در برابر آن مقاومت میکنند، ایدئولوژی مردسالاری است و بنابراین در جهت محو همه مظاهر این اندیشه در پوشش و آرایش خود میکوشند.
در میان فمینیستهای ایرانی، حداقل دو نسل را میتوان تشخیص داد: نسل اول اکنون در دوران میانسالی خود به سر میبرد و عقاید و اندیشههایی بنیادگرایانه دارد و عمدتاً فمنیست غیردانشگاهیاند. طرفداران این عقاید استفاده از هر نوع پوشش و لباسی را که موجب خوشایندی مردان بوده و دربردارنده مفاهیم زنانگی باشد، رد میکنند؛ مثلاً از پوشیدن لباسهای خوشایند همسر و هرکسی که با وی رابطه جنسی یا عاطفی دارند، پرهیز کرده و نیز پوشیدن لباسهای خاص زنان مثل دامن و پیراهن زنانه را نمیپذیرند.
«دوران جوونی ما دوران خوبی بود. ما هیچوقت راضی نشدیم که توی لباس و چیزایی مثل اون به مردا توجه کنیم. الان اوضاع یه جوریه که انگار همه اصولشون رو از دست دادن؛ دخترایی هم که خودشون رو فمینیست میدونن یه جوری لباس میپوشن که با یه زن خونهدار هیچ فرقی ندارن.» (سهیلا٬ ۴۸ساله).
نسل دوم ایشان فمینیستهای دانشگاهیاند؛ یعنی امروزه در بین دانشجویان میتوان آنها را دید و در سنین جوانی به سر میبرند. عقاید این گروه شدت و حدت عقاید نسل پیش از خود را ندارد و نگاه آنان به پوشش بیشتر مبتنی بر نوعی زیباییشناسی است.
این زنان به جای محروم کردن خود از پوششها و و لباسهای زنانهای که به آنها علاقه دارند٬ درصدد بیاعتبار کردن نگاه مردانه به خود برمیآیند و میکوشند تا در انتخاب لباس و پوشش خود نظرات کسانی را مانند مردان خانواده و مردانی که با آنان در ارتباطند٬ دخالت ندهند و در عوض با تکیه برسلیقه و میل خود و احیاناً منابع دیگری مانند مد٬ نوع پوششی را انتخاب کنند که بیشتر با شرایط و تمایلات آنان سازگار باشد.
«به نظر من قیافه زنانیی مث... (فمینیست نسل اولی) مث چریکایین که دارن از جنگ برمیگردن؛ هیچ چیز قشنگ و زنونهای توی لباس و آرایش اونا نیست. به نظر من زن باید رعایت زیبایی رو بکنه، اما این کارو برا دل خودش و اون جوری که خودش دوست داره بکنه و توجهی هم به مردا و واکنشاشون نداشته باشد.» (زهره، ۲۵ ساله).
نکته مهمیکه در انتخاب نسل دوم فمینیستها از پوشش وجود دارد، توجه به مساله راحتی است. آنان این موضوع را در کانون توجه خود قرار میدهند و میکوشند تا لباسهایی را انتخاب کنند که جلوی حرکت و آزادی عملشان را نگیرد. مثلاً پوشیدن دامنهای بلند و دست و پاگیر از جمله مواردی است که به شدت توسط آنان نهی میشود. باتوجه به توضیحی که درباره نوع نگرش این زنان داده شد، مشخص است که داشتن حداقلی از سرمایه فرهنگی برای تعلق بدین گروه الزامیاست؛ اما میزان این سرمایه درمیان آنان متفاوت است. معمولاً فمینیستهای نسل اول از سرمایه فرهنگی و نیز اقتصادی بیشتری بهره بردهاند و به خانوادههایی با درآمد و سطح تحصیلات بالاتر تعلق دارند و سبک زندگی قابل تشخیصی درمیان آنان به چشم میخورد که نشان از تعلق آنان به طبقه متوسط و متوسط رو به بالا دارد؛ اما در مورد فمینیستهای نسل دوم قضیه به این شکل نیست. آنان اغلب دختران دانشجو و دانشآموزند که از سطوح مختلف سرمایه اقتصادی بهرهمند هستند. وجه اشتراک آنان داشتن تحصیلات و امکان مطالعه و ارتباط با گروههای مختلف در زمینه مسائل زنان است.